سيد على اكبر برقعى قمى
290
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
مقرّن : بر وزن محدّث نام جمعى از صحابه و محدّثان است . مقروم : بر وزن مكتوم نام پدر ربيعة بن مقروم ضبّى است از شعراى مخضرم جاهلى و اسلامى و در جنگ جلولاء و قادسيّه شركت داشت و از نظم اوست : و واردة كانها عصب القطا * تيثر عجاجا بالسنابك اصهبا و زعت به مثل السيد نهد « 1 » مقلص * جهيز اذا عطفاه ماء تحلبا و مرباة أوفيت جنح اصيلة * عليها كما اوفى القطامى مرقبا ربيئة جيش او ربيئة « 2 » مقنب * اذا لم تعد غل من القوم مقنبا فلما انجلى عنى الظلام رفعتها * يشبهها الرائى سراحين لغبا « 3 » مقرى : وزان مفتى منسوب است ( بر خلاف قياس ) به مقرى بر وزن كبرى و آن قريهاى است در يك منزلى صنعا و از آن قريه است شريح بن عبيد مقرى و ابو شعبه يونس بن عثمان مقرى هر دو از محدّثان و مقرى وزان مستى منسوب است به مقرى ( با الف مقصوره ) بر وزن اعشى نام قريهاى از قراى دمشق و از آن قريه است راشد بن سعد مقرى در شمار محدّثان و با همين ضبط منسوب است به مقره بر وزن صرفه و آن شهرى است در سرزمين بربر و عبد اللّه بن محمّد بن حسن مقرى در شمار محدّثان از آن شهر است . و مقرئ در آخر آن همزه بر وزن مرشد لقب كسى است كه به مردم خواندن قرآن بياموزد از دو جهت تجويد ( خوب خواندن ) و قرائات مشهور و آن لقب جمعى بسيار است از جمله : ابو بكر احمد بن حسين ابن مهران مقرئى نيشابورى از پيشوايان آن فنّ در عصر خود و صاحب كتاب الشامل كتاب غرائب القرآن و كتاب وقوف القرآن و كتاب رئوس الآيات و كتاب المبسوط و كتاب الاتفاق و الانفراد و غير اينها و متوفّاى 381 . و از جمله : ابو على احمد بن احمد اصفهانى مقرئى صاحب تصانيف در قرائات . وى در دمشق زيست و در سال 393 در همان شهر درگذشت و در تشييع جنازهاش انبوهى از مردم گرد آمدند . و از جمله : ابو بكر احمد بن موسى بن عبّاس بن مجاهد مقرئى معروف به ابن مجاهد رئيس مقرئان عصر خود و صاحب كتاب القراءات الكبير و كتاب القراءات الصغير و كتاب قرائات ابى عمرو و كتاب قرائات ابن كثير و كتاب قرائات عاصم و كتاب قرائات نافع و كتاب قرائات حمزه و كتاب قرائات الكسائى و كتاب قرائات ابن عامر و كتاب انفرادات القراء السبعة و غير اينها و متوفّاى 324 . و از جمله : ابو العلاء حسن بن احمد بن حسين ابن عطاء همدانى مقرئى در شمار حفّاظ محدّثان و مقرئان . وى از مردم همدان بود و در كودكى قرآن را حفظ كرد و خود گفت : « من كتاب جمل عبد القاهر جرجانى را در نحو در يك روز حفظ كردم » . و باز او خود گفت كه : « اگر كسى حديثى از پيغمبر بخواند كه من او را نديده باشم دهانش را از طلا پر مىكنم » . و باز او كتاب جمهرهء ابن دريد و كتاب مجمل ابن فارس و كتاب نسب زبير بن به كار را از حفظ داشت و در مناقب او داستانها نوشته
--> ( 1 ) - نهد به معنى اسب ستبر اندام قوىّ ( مؤلّف ) . ( 2 ) - ربيئة به معنى طليعهء لشكر ( مؤلّف ) . ( 3 ) - سراحين جمع سرحان به معنى كرك و لغب به معنى رنج و خستگى ( مؤلّف ) .